تبليغاتX
ضد صهیونیسم
 

 

پرچم اسرائیل رسانه‌های اصلی اسرائیل

روزنامه‌های اصلی اسرائیل: گلوبز | هاآرتص | ها مودیا | ها زوفه | اسرائیلی | معاریو | جروزالم پست | یاتد نیعمان | ماکور ریشون | يديوت آهار انوت


شبکه‌های مرکزی رادیو و تلویزیون اسرائیل: رادیو اسرائیل | رادیو گلگلتز | رادیو راشت الف | رادیو راشت بت | رادیو راشت گیمل | رادیو قلیزحل | کانال ۱ | کانال ۲ | کانال ۱۰

پرچم اسرائیل دانشگاه‌های اصلی اسرائیل نماد اسرائیل

دانشگاه بن گوریون | دانشگاه حیفا | دانشگاه مذهبی برایلان | دانشگاه عبری اورشلیم | دانشگاه تل‌آویو | دانشگاه آزاد اسرائیل | دانشگاه صنعتی اسرائیل | موسسه عالی علوم وایزمن

پرچم اسرائیل نیروهای دفاعی و امنیتی اسرائیل (تزاحال) آرم تزاحال

نیروهای سه‌گانه ارتش اسرائیل: نیروی زمینی اسرائیل | نیروی هوایی اسرائیل | نیروی دریایی اسرائیل


نیروهای امنیتی اسرائیل: سازمان اطلاعات و وظایف ویژه (موساد) | سازمان ضداطلاعات ارتش اسرائیل (آماد) | سازمان اطلاعات و امنیت داخلی (شاباک) | پلیس اسرائیل | پلیس مرزی اسرائیل

برگرفته از «http://fa.wikipedia.org/wikiD»
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 20:56  توسط سید محمد مهدی ضیغمیان  | 

عبری: מדינת ישראל (مِدینَت ییسرائِل)
عربی: دولة إسرائیل

دولت اسرائیل
پرچم اسرائیل نشان ملی اسرائیل
پرچم نشان ملی اسرائیل
شعار ملی: -
سرود ملی: هاتیکوا (امید)
جایگاه کشور اسرائیل روی نقشه
پایتخت
 - مختصات جغرافیایی
اورشلیم
بزرگ‌ترین شهر اورشلیم
زبان رسمی عبری، عربی
نوع حکومت جمهوری پارلمانی
شیمون پرز
ایهود اولمرت
اعلام استقلال
۱۴ مه ۱۹۴۸
مساحت
 - کل
 
 - آبها (%)
 
‪۲۰٬۷۷۰ km² ‫(۱۵۱ام)

۲~
جمعیت
 - براورد ۲۰۰۷
 - تراکم جمعیت
 
‪۷٬۱۵۰٬۰۰۰ ‫(۹۸ام)
‪۳۲۴/km² ‫(۳۴ام)
تولید ناخالص داخلی
(برابری قدرت خرید)
 - کل
 - سرانه
براورد ۲۰۰۶

۱۷۷٫۳ میلیارد دلار (۴۷ام)
۲۶٬۲۰۰ دلار (۲۸ام)
شاخص توسعه انسانی (۲۰۰۶) ۰٫۹۲۷ (۲۳ام) – بالا
واحد پول

شکل (₪) (‏ILS)

1 NIS = 2,728.83 IRR

منطقه زمانی
 - در تابستان (DST)
IST (UTC+2)
(UTC+3)
کد بین‌المللی خودرو
IL
دامنه اینترنتی
پیش‌شماره تلفن
+972

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 20:49  توسط سید محمد مهدی ضیغمیان  | 

ديگر سعي به دفاع بسيار قاطع از صهيونيسم دارم حتي اگر اين وبلاگ فيلتر شود

اين قوم ستم ديده قرون

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:32  توسط سید محمد مهدی ضیغمیان  | 

با سلام

قبل از گفتن هر مطلبی باید اطلاعاتی درباره صهیونیسم داشته باشیم.مطالب زیر از وبلاگ صهیون پژوه انتخاب شده.

تعریف  صهیونیسم

   صهیونیسم (Zionism) نام یک جنبش ناسیونالیستی یهودی است؛ که هدف آن ایجاد یک دولت خود مختار یهودی در فلسطین بود . صهیونیسم صورت دنیوی وملت پرستانه ای از یهودیت است که پس از پیدایش موج جدید یهود ستیزی، در اواخر قرن 19 پدید آمد این جنبش نام خود را از «کوه صهیون» در اورشلیم گرفته است ؛ که ظاهرا آرامگاه داوود نبی (ع) در آن قرار دارد . واژه صهیون به تدریج نماد وسنبل سرزمین مقدس شد بنابر نظر صهیونیست ها، یهودیان خارج از این سرزمین، در تبعید زندگی می کنند و زندگی کامل فقط در آنجا ممکن است .

 مراحل تکوّن وتحوّل تاریخی 

   فلسطین که در عبری آن را ارض اسرائیل می خوانند، در نظر یهودیان همان ارض موعودی است که خداوند به بنی اسرائیل وعده داده است . یهودیان بعد از ویرانی بیت المقدس (اورشلیم )در سال 70 میلادی توسط رومیان از فلسطین رانده شدند؛ و از آن به بعد به طور پراکنده در میان ملتهای دیگر به صورت اقلیتی  منزوی زندگی می کردند؛ و البته گاه مورد اذیت و آزار قرار می گرفتند؛ اما علی رغم پراکندگی و تشتّت وحدت دینی و فرهنگی خود را حفظ کردند . بسیاری از یهودیان همواره آرزوی بازگشت به فلسطین یا دست یابی به ارض موعود را در سر داشته اند . احساس تعلق به ارض موعود همواره الهام بخش یهودیان در طول تاریخ بود . بنابر متون مذهبی آنان سرزمین مقدس تنها در سایه رهبری پیامبری از بنی اسرائیل وبا یک حکومت کاملا دینی بدست خواهد آمد. فکر بازگشت به سرزمین مقدس در نزد برخی از مسیحیان نیز یافت می شد، اما هیچ گاه به طور جدی پیگیری نشد . در قرن نوزده جریان های یهودی ستیزی در اروپا شدت گرفت وصهیونیسم در واکنش به این جریان ها به وجود آمد .

   بنیان گذار جنبش صهیونیسم یک روزنامه نگار اتریشی به نام تئودور هرتزل (1860-1904)است . هرتزل با نوشتن کتاب « دولت یهود » نظریه خود را – مبتنی بر لزوم ایجاد یک دولت ملی یهودی در فلسطین – به جامعه یهودیان عرضه کرد . هرتزل صهیونیسم را از  یک واژه مذهبی به یک استراتژی بلند مدت سیاسی تبدیل نمود وبا طرح لزوم ایجاد دولت ملی یهود در فلسطین عقیده دیرینه وسنتی یهودیان را (مبنی بر انتظار ظهور یک پیامبر منجی وایجاد دولت الاهی در ارض موعود ) زیر پا گذاشت زیرا او خواستار دولتی سکولار در فلسطین بود . او معتقد بود با وجود فشار های خارجی یهودیان مجبورند ایجاد یک دولت ملی در فلسطین را بپذیرندو زندگی آرامی را در آنجا سپری کنند .

   اولین کنگره صهیونیست هادر بازل سوئیس در سال 1897 تشکیل شد . در آنجا هدف صهیونیست ها مبنی بر ایجاد یک دولت ملی در فلسطین رسماً اعلام گردید. مرکز صهیونیست ها ومقر هرتزل در وین قرار داشت و تاسال 1901هر ساله و از آن به بعد هر دوسال یک بار، اجلاس کنگره جهانی صهیونیسم تشکیل می شد.

   صهیونیست ها در این زمان در میان یهودیان ، در اقلیت بودند وفقط بخشی از یهودیان  اروپای شرقی و مرکزی از آنها حمایت می کردند. در مقابل صهیونیسم در جامعه یهودیان اروپا جریان عمده ای قرار داشت که متاثر ازجنبش روشنفکری یهودی یا Haskala بود . این جنبش که در قرن 17 و18 شکل گرفته بود می کوشید تا یهودیان را که به طور سنتی از جامعه وفرهنگ اروپایی منزوی بودند با فرهنگ وتمدن غربی آشنا سازد ، و زمینه ادغام آنان را در فرهنگ وجامعه اروپایی فراهم آورد . به همین دلیل این جریان ، در مسائل غیر فردی ، آموزشهای غیر دینی وفرهنگ سکولار را در میان یهودیان ترویج می کرد . هدف این گروه به طور کلی ایجاد یک فرهنگ گسترده یهودی با تاکید بر فرهنگ مدرن و ویژگیهای فرهنگی یهودیت بود .  هرتزل اگر چه اقدام یهودیان را در جامعه اروپایی را مطلوب می دانست ولی معتقد بود با توجه به احساسات ضد یهودی موجود در اروپا ، امکان تحقق آن وجود ندارد . صهیونیست ها علی رغم تعداد اندک،از ساز ماندهی قوی وحمایت مالی گسترده برخورداربودند ؛ روزنامه های آنان به بسیاری از زبان های جهانی منتشر می شد . تبلیغات وسیع و زیرکانه از شگردهای صهیونیستها و از عوامل عمده موفقیت آنها محسوب می شود .

  هرتزل برای تحقق آرزوی صهیونیست ابتدا به سلطان عثمانی پیشنهاد داد تا خود مختاری فلسطین را اعلام کند و زمینه را برای مهاجرت یهودیان به آن منطقه فراهم آورد ؛ اما سلطان عثمانی پیشنهاد وی را نپذیرفت ؛ و او به انگلستان متوسل شد . انگلیس ها پیشنهاد کردند تا منطقه غیر مسکونی در اوگاندا را به یهودیان واگذارند . اقلیتی از صهیونیست ها از این پیش نهاد استقبال کردند ؛ اما هرتزل واکثریت یهودیان خواهان سرزمین فلسطین بودند. در 1905 کنگره صهیونیست ها ایجاد دولت یهود در غیر فلسطین را مردود شمرد .

  هرتزل در 1904 مرد ، و مرکز صهیونیستها بعد از به کلن و سپس به برلین وبعدها به لندن منتقل شد. قبل از جنگ جهانی اول طرفداران ، صهیونیسم را اقلیتی از یهودیان ساکن روسیه و اروپای شرقی به خصوص لهستان تشکیل می دادند ؛ ولی هدایت ورهبری جنبش را یهودیان آلمانی واتریشی بر عهده داشتند . صهیونیست ها با کوشش فراوان زبان عبری وفرهنگ یهودی را احیا کرده وگسترش می دادند ودر مدت نسبتا کوتاهی موفقیت های عمده ای در این زمینه به دست آوردند . شکست انقلاب روسیه در 1905وفشار های دولت تزاری باعث شد تا تعدادی از جوانان یهودی به فلسطین مهاجرت کنند . در 1914 حدود 90هزار یهودی در فلسطین ساکن بودند ، وحدود  13 هزار نفر مهاجر یهودی نیز در شهرک های مهاجر نشین زندگی می کردند ، وعمدتا توسط بارون روتمپیلد]احتمالا منظور روتچیلد بوده[– ثروتمند فرانسوی یهودی – حمایت می شدند . در بحبوحه جنگ اول جهانی ، صهیونیسم رشد سریعی  یافت و رهبری آن به یهودیان روسی تبار ساکن بریتانیا منتقل شد. در این زمان حییم وایزمن –که بعد ها نخستین رئیس جمهور اسرائیل شد – تلاشهای گسترده ای انجام داد تا از دولت بریتانیا تعهداتی در مورد ایجاد دولت ملی یهود در فلسطین بگیرد . سر انجام در سال 1917 بالفور وزیر خارجه انگلیس اعلامیه ای صادر کرد ، ودر آن قول دادکه دولت انگلیس از یهودیان برای ایجاد دولت یهودی در فلسطین حمایت خواهد کرد . با این اعلامیه که به ( اعلامیه بالفور ) مشهور است ، اولین نطفه های کشوری بنام اسرائیل بسته شد . جنگ عثمانی ها وانگلیسی ها در واقع به نفع یهودیان صهیونیست تمام شد . بعد از جنگ ، امپراتوری عثمانی از هم پاشید و قیمو میت فلسطین به انگلیس واگذار شد و به این ترتیب زمان برای تحقق وعده بالفور به تدریج فرا می رسید . از سویی دیگر در فلسطین یهودیان مهاجر همچنان شهرها وروستاهای خود را بر پا می کردند ، وسازمان های مستقل ونهاد های آموزشی یهودی را آزادانه تشکیل می دادند . در 1925جمعیت یهود در فلسطین  حدود 108 هزار نفر بود ، و در سال 1933 به 238 هزار نفر رسید که حدود 20% کل جمعیت فلسطین را شامل می شد . تا ظهور هیتلر روند مهاجرتها کند بود ، اما فشاری که نازی ها بر یهودیان وارد کردند روند مهاجرت را تسریع کرد . اعراب مسلمان که خطر یهودیان و حمایت انگلیس از آنها را  را درک می کردند بارها در طی سالهای 1929 تا 1939 شورشها واعتراضاتی را سازمان دادند ، و دولت انگلیس را دچار مشکل ساختند . در طی جنگ دوم ، صهیونیسم طرفداران بیشتری یافت بخصوص یهودیان ثروتمند آمریکایی حمایت مالی گسترده ای از آن به عمل آوردند ، و از آن به بعد به یکی از عمده ترین حامیان صهیونیسم مبدل شدند. صهیونیست ها با تشکیل یک سازمان تروریستی به نام هاگانا جو پر آشوب و فتنه را در فلسطین به وجود آوردند.

بعد از جنگ دوم جهانی که اختلافات مسلمین و یهودیان به اوج خود رسیده بود دولت بریتانیا مساله فلسطین را به سازمان ملل واگذاشت ، و پیشنهاد کرد دو دولت عربی ویهودی در این سرزمین تشکیل شود و بیت المقدس به عنوان شهری بین المللی انتخاب گردد. سازمان ملل این پیشنهاد را پذیرفت و قطعنامه ای در تایید آن صادر کرد. اعلام کشور اسرائیل به سرعت بعد از صدور قطعنامه سازمان ملل انجام گرفت ( 1948)، و در پی آن اولین مرحله از جنگهای اعراب واسرائیل شروع شد . اسرائیلی ها در جنگ بیش از آنچه طبق قطعنامه به آنان تعلق می گرفت سرزمین های عربی را اشغال کردند و800  هزار فلسطینی را آواره ساختند ، وسر انجام دولت اسرائیل _ 50سال بعد از تشکیل اولین کنگره صهیونیست ها _ ایجاد گردید .

جنبش صهیونیسم به طور کلی برای رسیدن به هدف خود از خشونت ، ترور و تبلیغات گسترده استفاده می کرد. سازمانهای تروریستی از همان بدو شکل گیری صهیونیسم در فلسطین به ترور مسلمانان دست می زدند و خشونت و ارعاب گسترده ای برای ترساندن و فراری دادن فلسطینی ها به کار می گرفتند، دولت اسرائیل نیز عملا از همین شیوه پیروی کرده است .

به هر حال بعد از ایجاد دولت اسرائیل سازمان های صهیونیستی کوشیدند تا یهودیان جهان را به مهاجرت تشویق کنند . بسیاری از یهودیان این نظریه صهیونیستی را که یهودیان خارج از اسرائیل در تبعید زندگی می کنند ؛ و زندگی کامل وسالم یهودی فقط در اسرائیل ممکن است ، نمی پذیرند . اما گروه های تند رو ومتعصب صهیونیست ، ایجاد یک کشور بزرگ یهودی را از راه قهر و سلطه نظامی در سر می پرورانند ، که به اصطلاح ( از نیل تا فرات ) وسعت داشته باشد .              

                                   کتاب فرهنگ واژه ها صفحه 367_372

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:29  توسط سید محمد مهدی ضیغمیان  | 

 

نگاه کامل به صهیونیسم و اسرائیل از تبیان


صهيونيزمZionism))(1)، جنبش قوم يهود، براي ايجاد جامعه و كشور خودمختار يهودي در فلسطين مي باشد. نام اين جنبش از كوه «صهيون» (آرامگاه داود نبي) گرفته شده كه در بيت المقدس قرار دارد و نام آن رفته رفته، در روزگار باستان، نماد سرزمين فلسطين شده است. با اين كه يهوديان پس از ويراني اورشليم در سال 70 ميلادي به دست روميان، در سراسر جهان پراكنده شدند، اما، وحدت ديني و فرهنگي خود را حفظ كردند و در ملت هاي ديگر حل نشدند. و بدين جهت در طول تاريخ، به عنوان يك اقليت ديني و گاه نژادي بويژه در كشورهاي مسيحي شكنجه و آزار ديدند و به همين دليل، در طول قرن هاي دراز، همواره آرزو و وعده ي بازيافت «ارض موعود» را، چنان كه موسي عليه السلام آنان را بدان رهبري كرده بود، در خيالشان مي پروراندند.

صهيونيزم جديد، صورت دنيوي و ملت پرستانه اي از يهوديت اصلي است. كه پس از پيدايش موج تازه ي يهودي ستيزي (آنتي سميتيسم-Anti-semitism) در روسيه تزاري، و لهستان و ديگر كشورهاي اروپايي، و زير نفوذ موج جنبش هاي ناسيوناليست اروپايي در اواخر قرن نوزدهم پديد آمد و هدف تشكيل كشوري يهودي در سرزمين فلسطين بود. انقلاب فرانسه وضع يهوديان را در اروپاي غربي بهبود بخشيده، اما در اروپاي شرقي تغييري حاصل نشده و بيشتر يهوديان در روسيه و يا در لهستان وضع دشواري داشتند.

در سال 1897 با تشكيل «نخستين كنگره جهاني صهيونيست» در شهر وبال (بازل) سوييس، صهيونيزم به صورت نهضت سياسي سرتاسري در اروپا درآمد و تئودور هرتسل (1860-1904) سردبير يكي از روزنامه هاي معتبر وين، رهبري نهضت را در دست گرفت. هرتسل در جزوه اي كه در سال 1896 تحت عنوان «دِر يودن اشتات» (كشور يهوديان) منتشر ساخته بود، خواستار تشكيل كشوري يهودي در فلسطين شده بود.

در آغاز توطئه، در فلسطين كه كشوري عرب نشين و تحت حاكميت امپراتوري عثماني (تركيه) بود، مهاجران صهيونيست، در زمين هاي خريداري شده تأسيسات كشاورزي ايجاد كردند. از همان ابتدا براي رهبران نهضت صهيونيزم واضح بود كه تصرف زمين براي تحقق رؤياهايشان امري ضروري است. ديري نگذشت كه اعراب پي بردند هدف واقعيِ مهاجران يهودي تشكيل كشوري يهودي است؛ لذا شروع به مقابله كردند.

در سال 1901 سازمان جهاني صهيونيست، شركتي به نام «كرن كايمت» (صندوق ملي يهود) تشكيل داد، تا براي مهاجران يهودي زمين بخرد. بر اساس منشور اين سازمان، صندوق مي بايست در فلسطين، سوريه و ديگر مناطق عثماني (تركيه) واقع در آسيا و شبه جزيره سينا، زمين خريداري كند و آن را به عنوان دارايي انتقال ناپذير مردم يهود حفظ كند.

عقيده ي هرتسل اين بود كه تصرف زمين و اخراج اعراب جنبه هاي تكميلي نهضت صهيونيزم هستند و عقيده داشت كه اخراج اعراب از فلسطين لازم و ضروري است.

كشور بريتانيا علاقه مندي خود را به اين امر نشان داد؛ بدين سان در سال 1839 يك كنسولگري در بيت المقدس (اورشليم) باز كرد و به اعضاي كنسولگري دستور داد از يهوديان حمايت كنند.

وقتي كه در سال 1840 موج خشونت هاي ضد يهودي در دمشق بالا گرفت، انگلستان حمايت از يهوديان را در فلسطين تشديد كرد. پس از مرگ هرتسل در سال 1904«خائيم وايزمن»(2) (1874-1952) رهبري اين حركت را به عهده گرفت. وايزمن كه شيمي دان بود در طول جنگ جهاني اول براي دولت انگلستان تحقيقات نظامي مي كرد و "لرد بالفور" وزير خارجه وقت آن كشور، وي را در نيروي دريايي سلطنتي انگلستان به استخدام در آورده بود.

وايزمن نيز مانند هرتسل عقيده داشت كه حمايت از صهيونيزم به نفع بريتانيا تمام مي شود. زماني كه انگلستان در جريان جنگ جهاني اول بخشي از سرزمين هاي متعلق به امپراتوري عثماني را به چنگ آورد، وايزمن نيز به تلاش هايش افزود و در سال 1917 لرد بالفور را متقاعد ساخت كه لايحه اي اصولي براي دفاع از صهيونيزم به كابينه ارائه دهد. به درخواست بالفور، وايزمن و «لرد روچيلد» كه سرپرستي فدراسيون صهيونيست را در انگلستان به عهده داشت، پيش نويس لايحه را طي نامه اي براي روچيلد فرستاد. در اين نامه آمده بود كه: «انگلستان نسبت به استقرار وطن ملي براي يهوديان در فلسطين نظر مساعد دارد».

افزون بر اين مسايل، جنگ جهاني اهميت نفت را نشان داده بود و انگليس قصد داشت كه يك لوله ي نفتي از حوزه هاي نفتي عربي واقع در غرب حيفا بكشد.

«سرمارك سايكس»، كارشناس انگليسي امور فلسطين، صهيونيزم را ابراز توسعه ي نفوذ انگلستان در خاورميانه مي دانست. در سال 1916 سايكس موفق شد، قرارداد سري سايكس – پيكو(3) را در مورد تقسيم امپراتوري عثماني پس از پايان جنگ، منعقد كند. اين قرارداد به انگلستان حق مي داد كه بندري در حيفا بسازد و خواستار تسلط مشترك انگلستان و فرانسه به فلسطين بود. دولت انگليس از رقابت فرانسه واهمه داشت و تصور مي كرد كه حضور يهوديان تحت الحمايه انگلستان در فلسطين به لندن كمك خواهد كرد تا تسلط بيشتري بر آن سرزمين داشته باشد. و مي انديشيد كه اسكان يهوديان در فلسطين، پايگاه محكمي براي انگلستان خواهد بود كه بتواند توازن را در برابر تسلط فرانسه بر سوريه و لبنان حفظ كند.

در 22 ژوييه 1922 جامعه ي ملل، بنا به درخواست انگلستان به آن كشور در اداره ي فلسطين حكم قيموميت داد.

حكم ياد شده كه حاوي بيانات اعلاميه ي بالفور بود، دقيقاً به همان ترتيب در سال 1917 توسط هيأت وزيران انگلستان تصويب شده بود.

در انگلستان اعتراضاتي عليه صدور اين حكم به وقوع پيوست، مبني بر اين كه شناسايي اعلاميه بالفور، حق تعيين سرنوشت مردم فلسطين را از بين خواهد برد.

با اتكا به اعلاميه ي بالفور بود كه، صندوق ملي يهود ميزان خريد املاك را افزايش داد. در سال 1920، سازمان جهاني صهيونيست، صندوق بنياد فلسطين را تأسيس كرد تا بودجه ي اسكان يهوديان در سرزمين هاي خريداري شده را تأمين كند.

سكناگزينان صهيونيست، نيرويي به نام «هاگانا» (نيروي دفاع از خود) سازمان دادند، تا مأمور حفاظت از زمين هايشان باشد.

اعراب فلسطين خود را اتباع امپراتوري انگلستان مي دانستند و اعلاميه بالفور را يك تخلف فاحش در اصل تعيين سرنوشت ملت ها كه تسلط متفقين اعلام شده بود تلقي كردند.

در اوايل دهه ي 1930 زماني كه احساسات ضد يهود در آلمان رشد مي كرد، دولت انگلستان سطح مهاجرت يهوديان را افزايش داد و در نتيجه تعداد يهوديان در فلسطين بين سال هاي 1931 تا 1935 دو برابر شد. اين اقدام باعث شد كه جمعيت يهوديان در فلسطين بين 30 تا 40درصد افزايش يابد. با توجه به افزايش جمعيت، انگلستان اجازه داد كه املاك جديد و زيادتري خريداري شود.

آژانس يهود در فلسطينِ تحت قيموميت انگليس، به كشوري در درون كشور ديگر تبديل شد و افزون بر مالكيت اراضي متعدد در مقياس وسيع، بودجه ي كشاروزي را نيز تأمين كرد و داراي تأسيسات تجاري و صنعتي شد.

در سال 1936 واهمه ي اعراب نسبت به اين احتمال كه آژانس يهود در پي ايجاد دولتي است، منجر به شورش عليه انگلستان شد.

اعراب اميدوار بودند تا از طريق نهضتي كه بيشتر به روستاييان متكي بود، بر انگلستان فشار وارد آورند تا مسأله ي مهاجرت يهوديان و خريداري اراضي را متوقف كند. از طرف ديگر در شهرهاي عرب، كميته هايي براي سازمان دهي اعتصابات صنفي تشكيل شد و اعتراض هايي به اعمال انگليس و اجازه خريد املاك جديد صورت گرفت و اقداماتي نيز براي عدم پرداخت ماليات ها به عمل آمد. سرانجام گروه هاي عرب به مناطق مسكوني صهيونيست ها حمله بردند كه در نتيجه ي آن تعدادي از غير نظاميان كشته شدند. «هاگانا» كه در آن زمان وابسته به آژانس يهود بود، در تلافي به روستاهاي عرب حمله كرد كه منجر به مرگ تعدادي از غير نظاميان و تخريب خانه هاي اعراب شد.

در سال 1937، صهيونيست ها گروه نظامي جديدي به نام سازمان نظامي ملي تشكيل دادند كه هدف آن استفاده از نيروي علني بيشتر عليه اعراب بود. از جمله اقدامات اين سازمان بمب گذاري در بازارهاي عرب بود.

انگلستان از سازمان ملل خواستار ارائه ي راه حلي در مورد وضعيت فلسطين شد، پنج كشور عرب از مجمع عمومي سازمان ملل خواستند تا مسأله ي فلسطين را در چارچوب خاتمه ي قيموميت بر فلسطين و اعلام استقلال آن در نظر گيرد. آنها نگران بودند كه درخواست نامحدود انگلستان براي ارائه ي راه حل در مورد حاكميت آينده ي فلسطين، مجمع عمومي را ترغيب كند كه مسأله ي پناهندگان يهودي در اروپا را به وضعيت فلسطين ارتباط دهد.

در 14 مه 1948 انگلستان از اقتدار خود در فلسطين چشم پوشيده و هم زمان با خروج كميسر عالي انگليس از فلسطين، يهوديان اين كشور به فرماندهي «ديويد بن گورين» رسماً موجوديت حكومت خود را به نام «اسراييل» اعلام كردند.

چند ساعت پس از اين اقدام، امريكا و شوروي اين رژيم را به رسميت شناختند، و آژانس يهود صدور اعلاميه ي تأسيس كشور اسراييل را از قطعنامه ي 181 سازمان ملل به عنوان سند شناسايي حق مردم يهود در استقرار كشور مستقل، از سوي سازمان ملل نام برد.

اين اعلاميه مرز مشخصي را براي  اسراييل در نظر نگرفته بود، اما آژانس يهود در پيامي به ترومن رييس جمهور وقت امريكا در ترغيب وي به شناسايي رسمي اسراييل اظهار داشت كه اعلاميه ايجاد كشور اسراييل در چارچوب مرزهايي قرار دارد كه از سوي مجمع عمومي سازمان ملل در قطعنامه ي 29 نوامبر 1947 تأييد شده است.

افزون بر قطعنامه ي 181، آژانس يهود در ادعاي خود نسبت به فلسطين به حق تعيين سرنوشت و مالكيت باستاني اين سرزمين اشاره مي كرد و يهوديان مهاجر از مليت هاي گوناگون را جانشين عبريان باستاني قلمداد مي كرد.

غروب همان روز، چهار كشور: مصر، سوريه، اردن و لبنان به دولت نوظهور اسراييل اعلان جنگ دادند و اين اولين جنگ خونين اعراب و اسراييل بود. در اعلاميه ي تشكيل اسراييل، فلسطيني ها كه مالك 97درصد از اراضي اين كشور بودند با قيد عبارت «جوامع موجود غير يهود» ناديده گرفته شدند. اين اعلاميه باعث سرازير شدن غير قانوني يهوديان سراسر جهان به فلسطين شد و مورد حمايت «ويلسون» رييس جمهور وقت امريكا نيز قرار گرفت. از سوي ديگر نفرت شديد افكار عمومي جهان از مسايل خونين فلسطين، رژيم تازه متولد شده صهيونيست ها را در انزوا قرار داد.

صهيونيست هاي مقيم امريكا، نيز فعاليت هاي خود را تشديد و بر ضرورت تشكيل دولت يهود تأكيد كردند. با افزايش آزار و اذيت فلسطينيان، خشم مردم جهان عليه صهيونيست ها بيشتر شد و اعتراض هاي خود را به سازمان ملل منعكس كردند. پيش از اين يعني در 29 نوامبر 1974، امريكا و شوروي طي يكي از نادرترين توافقات خود طرح تجزيه ي خاك فلسطين را به دو بخش يهودي و عربي پياده كرده و از سازمان ملل خواستند كه اين طرح را به تصويب برساند؛ بدين معني كه قيموميت انگليس در مورد فلسطين در همان تاريخ خشم و نفرت جهان اسلام را بيش از پيش برانگيخت و تظاهرات خونيني عليه امريكا و اتحاد جماهير شوروي سابق به ويژه عليه صهيونيست ها در بيت المقدس، يافا، حيفا و چند شهر ديگر فلسطين و كشورهاي اسلامي برپا شد.

در 8 دسامبر 1947 جامعه ي عرب طي نشستي ضمن اعتراض به اقدام خائنانه سازمان ملل، تصميماتي براي رويارويي با صهيونيست ها اتخاذ كرد. در سال 1948 جنگنده هاي مصري ابتدا تل آويو پايتخت اسراييل را بمباران كردند و نيروهاي زرهي لبنان از شمال، سوريه و اردن از شرق و مصر از غرب به سوي فلسطين به راه افتادند .

در روزهاي نخست نيروهاي اردن موفق به اشغال بخش عمده اي از بيت المقدس شدند. شوراي امنيت كه ادامه ي جنگ را به ضرر صهيونيست ها مي ديد، در 2 ژوئن سال 1948، در حالي كه 19 روز از جنگ مي گذشت خواستار آتش بس شد. صهيونيست ها از اين آتش بس استفاده نموده با حمايت امريكا و چكسلواكي شروع به تجهيز قواي نظامي خود كردند، و در سپتامبر همان سال يعني سه ماه بعد، آتش بس را نقض كردند و در داخل فلسطين، هاگانا «نيروي تهاجمي و تدافعي يهود» منطقه «عكا»، جايي كه هزاران عرب از حيفا و نقاط ديگر به آنجا پناهنده شده بودند را به گلوله بست و به دنبال آن تيپ هفتم هاگانا شهر «ناصره» را با درگيري به تصرف خود درآورد و حمايت خود را در خارج به سوي مواضع مصر آغاز كرد.

اعراب در جنگ دوم به علت فقدان فرماندهي واحد و عدم هماهنگي هاي لازم نتوانستند به طور مطلوب پايداري كنند و در نتيجه، جنگ در شرايطي كه 6 هزار كيلومتر مربع از اراضي، به اشغال صهيونيست ها درآمده بود با ميانجيگري سازمان ملل به پايان رسيد.

در بهار سال 1949، اسراييل موافقتنامه هاي جداگانه ي متاركه جنگ، با مصر، لبنان، ماوراء اردن و سوريه منعقد كرد. اما اين موافقتنامه ها پايدار نماند و حمله هاي اسراييل هر چند وقت يكبار به قسمتي از اين كشورها صورت مي گرفت. در همان سال، دولت اشغالگر حدود 400 شهر و روستاي عرب نشين فلسطين را تخريب و به جاي آنها جنگل مصنوعي ايجاد كرد.

به اين ترتيب در اين جنگ نزديك به يك ميليون، فلسطيني آواره و به كشورهاي عربي منطقه پناهنده شدند و هزاران نفر از سربازان طرفين كشته و زخمي شدند و صهيونيت ها توانستند بر 78درصد كل خاك فلسطين مسلط شوند. از سوي ديگر مهاجرت يهوديان به فلسطين اشغالي افزايش يافت و در سال 1951 به اوج خود رسيد.

بر اثر جنگ و هم چنين ترور و كشتار فلسطيني ها و فرار آنان از سرزمين آبا و اجدادي مسأله ي آوارگان فلسطين به وجود آمد و اين مسأله همچنان زمينه ي جنگ هاي بعدي يعني 1956، 1967 و 1973 اعراب و اسراييل را فراهم آورد.

آوارگان فلسطيني با به وجود آوردن «سازمان آزادي بخش فلسطين (PLO)Palestine Liberation Organization» و چندين سازمان چريكي و دسته هاي مخفي و شبه نظامي از 1967 جنگي سخت و بي امان را با رژيم اشغالگر، چه در داخل خاك آن، چه در سرزمين هاي اشغالي و در سراسر جهان آغاز كردند و عليه صهيونيزم در جبهه هاي سياسي و نظامي به نبرد پرداختند.

صهيونيزم كه در ميان هواداران غربي يهوديان، جنبشي براي يافتن ميهني براي يهود شمرده مي شود، از نظر اعراب و ملت هاي مسلمان و بخش عمده ي جهان (ساير ملل)، مترادف با تجاوزگري و امپرياليسم و غصب سرزميني متعلق به ملتي ديگر است و اسراييل (رژيم اشغالگر قدس شريف) متحد نيرومندي براي غرب و امپرياليسم آن در منطقه ي خاورميانه به شمار مي آيد.

گروه هاي تندرو و متعصب يهوديان صهيونيست، خواهان به وجود آوردن يك كشور يهودي از راه قهر و سلطه ي نظامي هستند كه باصطلاح «از نيل تا فرات» ادامه داشته باشد. از سوي ديگر در سال هاي اخير در جريان مذاكرات باصطلاح صلح در عين حال كه فلسطينيان به ظاهر موفقيت هايي در زمينه ي خود مختاري دست يافته اند، از سوي ديگر تلاش غرب به ويژه امريكا به گونه اي است كه ملت فلسطين را به سوي سازشي ذلت بار و هم زيستي با دشمن سوق داده و مي دهد.

پي نوشت:

1- دانشنامه ي سياسي، داريوش آشوري، ص 266

2- وايزمن پس از تشكيل دولت غاصب اسراييل اولين رييس جمهور آن كشور شد.

3- سرمارك سايكس از طرف انگليس و ژرژپيكو از طرف دولت فرانسه قراردادي را كه به نام قرارداد سايكس - پيكو معروف شد منعقد كردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 19:7  توسط سید محمد مهدی ضیغمیان  | 

نگاهی به صهیونیسم ازمنظر دایرت المعارف ویکی پدیا

صهیونیسم: یک جنبش قومی‌گرا، و سیاسی است که خواستار بازگشت همهٔ یهودیان به سرزمین مادری آنها می‌باشد. این سرزمین همان اسرائیل بعلاوه فلسطین کنونی است که قوم یهود از ۳۲۰۰ سال پیش تا سال ۲۰۰ میلادی (که امپراتوری روم آنها را پراکنده ساخت) به همراه اقوام دیگری همچون کنعانیان و فلسطینی‌ها در آن ساکن بوده‌اند.

صهیونیسم، اعتقادات یهودیان پراکنده در سرتاسر جهان را تحت شعاع قرار می‌دهد و آنها را ترغیب به مهاجرت به اسرائیل می‌نماید. به همین علت در ابتدا یهودیان با هر عقیده‌ای، چه چپ، چه راست، چه مذهبی و چه سکولار به این جنبش پیوستند. پس از مدتی که اختلافات عقیدتی در آنان بروز کرد صهیونیسم به شاخه‌های دیگری مانند «صهیونیسم مذهبی»*[1]، «صهیونیسم سوسیال»*[2]، و «صهیونیسم تجدیدنظر طلب»*[3] تقسیم شد. با این حال تمام این شاخه‌ها در عقیدهٴ پایه یعنی بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین و تشکیل دولت یهودی مشترکند(منبع)

مخالفت‌هایی با صهیونیسم در موارد مختلفی چون مخالفت‌های مذهبی، نحلهٔ فکری ملی‌گرای رقیب، و اختلاف عقیدهٔ سیاسی که این ایدئولوژی غیر اخلاقی یا غیر عملی می‌شمارد، بوجود آمده است.[۱]

سال ۱۹۷۴ میلادی مجمع عمومی سازمان ملل متحد با اکثریت آراء، مصوبه‌ای را به تصویب رساند که در آن صهیونیسم به عنوان شکلی از اشکال نژادپرستی معرفی شده بود. این مصوبه در پی شرط گذاری اسرائیل به حذف آن، برای شرکت در کنفرانس صلح مادرید در سال ۱۹۹۱، توسط سازمان ملل ملغی اعلام گردید. [۲] [۳]

فهرست مندرجات

 واژه

خود کلمهٴ «صهیونیسم» مشتق شده از «صهیون» (به عبری: ציון)، نام دیگر اورشلیم (که در تورات نیز به آن اشاره شده) می‌باشد. ناتان برنبام*[4]برای اولین بار این کلمه را به معنای «ملی گرایی یهودی» در ژورنال «خود-رستگاری»*[5] به کار برد. صهیونیسم در ابتدا از مایه‌های مذهبی یهودیان برای اجتماع آنان در اسرائیل وام می‌گرفت، با این حال صهیونیسم مدرن، بیشتر جنبشی سکولار است که بنا به ادعای خودشان در پاسخ به یهودستیزی‌های قرن ۱۹ در اروپا فعالیت می‌کند.*[6] از زمان پایه ریزی کشور اسرائیل، کلمهٴ «صهیونیسم» عموماً به معنای پشتیبانی کردن اسرائیل به عنوان کشوری برای یهودیان به کار می‌رود.

 برقراری جنبش صهیونیسم

 پیش زمینهٴ تاریخی

از سال ۷۰ میلادی و پس از شکست یهودیان در شورش بزرگ*[7] و تخریب اورشلیم توسط امپراتوری روم، و همچنین شکست دیگر در شورش بارکخبا*[8] در سال ۱۳۵ میلادی که به پراکنده شدن یهودیان در دیگر نقاط امپراتوری منجر شد، بازگشت یهودیان به سرزمین مادری همواره دغدغهٴ یهودیان سراسر دنیا بوده‌است. به علت نتایج مصیبت بار این شورش‌ها، چنین جنبش‌های مردمی که برای بازپس گیری حاکمیت ملی و بر اساس تاثرات دینی به وجود آمده بودند، به جنبش‌هایی تبدیل شدند که در آنها توکل به مشیت الهی، با این فرض که خواست خدا بر این است که این سرزمین در نهایت به قوم برگزیده یهود برسد، جایگزین عناصر انسانی «رستگاری توسط مسیح» شده‌است. با وجود اینکه قومی‌گرایی یهودی در دوران باستان بیشتر جنبهٴ مذهبی داشته‌است، با این حال مطرح شدن دوبارهٴ بازگشت به سرزمین مادری در بین یهودیان را باید مدیون برپایی ایدئولوژیکی و سیاسی صهیونیسم دانست. با این حال یهودیان حتی بعد از شورش «بارکخبا» نیز در اقلیت‌های کوچکی به طور مستمر در سرزمین اسرائیل و فلسطین کنونی زندگی می‌کرده‌اند و برای این حضور مدارک تاریخی زیادی وجود دارد. به عنوان مثال، تلمود اورشلیم در قرن‌های پس از این شورش تالیف شده‌است. ابداع کنندهٴ «علامات مصوت‌های عبری» نیز در قرن پنجم، در یکی از اجتماعات یهودی فلسطین زندگی می‌کرده‌است.

پراکندگی آرام و تدریجی حضور یهودیان در فلسطین به علل مختلفی روی داد. از جمله شکست در شورش بارکخبا توسط آدریان (امپراتور وقت روم)، فتح فلسطین در سال ۶۰۰ میلادی توسط اعراب، جنگهای صلیبی در قرن ۱۱ و بعد از آن، و همچنین بی کفایتی امپراتوری عثمانی از قرن ۱۵ به بعد، که به واسطهٴ آن، زمین، به شدت حاصلخیزی خود را از دست داد و اقتصاد به معنای واقعی صفر شد.

 مهاجرت یهودیان، پس از قرن‌ها پراکندگی

بازگشت به سرزمین مادری در بین نسل‌های مختلف یهودیان پراکنده همواره موضوعی با اهمیت تلقی می‌شده‌است. این علاقه، مخصوصاً خود را در دعاهای «عبور»*[9] و «یوم کیپور»*[10] نشان می‌دهد که مطابق سنت حاوی جملهٴ «سال بعد در اورشلیم» هستند. مهاجرت به اسرائیل طبق قوانین یهود*[11] همواره عملی قابل ستایش محسوب شده‌است و به عنوان یک امر الهی در بیشتر نسخه‌های ۶۱۳ فرمان نیز آمده‌است. با این که چنین چیزی در نسخهٴ میمونیدز*[12] نیامده‌است، اما خود او در نوشته‌هایش ذکر می‌کند که بازگشت به اسرائیل برای یهودیان امری بی نهایت ضروری و مهم است*[13]. از قرون وسطی و بعد از آن، تعدادی از یهودیان مشهور و بعضاً مریدان آنها به اسرائیل و فلسطین کنونی مهاجرت نمودند. از بین آنها می‌توان به نامانیده*[14]، یچل پاریس*[15] و صدها تن از شاگردانش، یوسف کارو*[16]، مناشم مندل*[17] ویتبسک و ۳۰۰ تن از پیروانش، ویلنا گائن*[18] و بیش از ۵۰۰ تن از شاگردانش (به همراه خانواده هایشان) اشاره نمود.

 صهیونیسم اولیه

پس از رنسانس فرهنگی یهودیان در قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی که هاسکالا نامیده می‌شود، و در پی انقلاب فرانسه و گسترش عقاید لیبرال میان عده‌ای از یهودیان تازه از سلطه خارج شده، برای اولین بار طبقه‌ای از یهودیان سکولار به وجود آمد که دارای عقاید متداولی چون عقل گرایی، رمانتیسیم و از همه مهم تر ملی گرایی بودند. یهودیانی که [[یهودیگری را حداقل به معنای سنتی آن کنار گذاشته بودند، هویت جدیدی به عنوان یک ملت و بر اساس مصداق اروپایی آن برای یهودیان تشیکل دادند. الهام بخش آنها در این فعالیت، فعالیت‌های ملی دیگر کشورها، از قبیل یگانگی آلمانی‌ها و ایتالیایی‌ها، و همچنین استقلال مجارستان و لهستان بود. آنها از خود می‌پرسیدند[در کجا؟] که اگر ایتالیایی‌ها مستحق داشتن سرزمین مادری و میهن هستند، چرا یهودیان نباشند؟ پیش روی جدید در جنبش صهیونیسم در سالهای ۱۸۰۰، با تلاش نمایشنامه نویش، روزنامه‌نگار و دیپلمات متولد امریکا، مردخای مانوئل نوح*[19] در سال ۱۸۲۰ ایجاد شد که در برقراری موطنی در گراند آیلند نیویورک*[20] برای یهودیان کوشید.

برخاستن صهیونیسم سیاسی مدرن

تا قبل از سال ۱۸۹۰ نیز یهودیان تلاش‌های زیادی در بر قراری منطقه‌ای یهودی نشین در سرزمین فلسطین که در قرن ۱۹ بخشی از امپراطوری عثمانی به شمار می‌رفت انجام داده بودند. در آن سال‌ها ۵۲۰۰۰۰ نفر در این منطقه (اکثراً مسلمان و مسیحیان عرب) ساکن بوده‌اند و ۲۰ تا ۲۵ هزار نفر از این مقدار را نیز یهودیان تشکیل می‌دادند. قابل ذکر است در زمان شکل‌گیری اولیه صهیونیسم مدرن نظریه‌های دیگری برای تشکیل کشور یهودی در کشورهای دیگری همچون آرژانتین نیز شد که در نهایت منتفی گشت.


 پانویس

  1. نوام چامسکی، The Chomsky Reader
  2. راکان المجالی (در تاریخ ۲۰۰۷/۰۲/۲۴). سازمان ملل و نژادپرستی اسرائیل. روزنامه الدستور، اردن. بازدید در تاریخ ۲۰۰۷/۰۵/۱۴.
  3. ELIMINATION F ALL FORMS OF RACIAL DISCRIMINATION. مجمع عمومی سازمان ملل متحد(United Nations General Assembly) (در تاریخ 1975/09/10). بازدید در تاریخ 2007/06/30.

۱.^ Religious Zionism

۲.^ Social Zionism

۳.^ Revisionist Zionism

۴.^ Nathan Bernbaum

۵.^ Self Emancipation, ۱۹۸۰

۶.^  صهیونیسم در مقابل یهودستیزی:

«صهیونیست‌های سیاسی، صهیونیسم را پاسخ یهودیان به یهودستیزی می‌دانند. آنها معتقدند که یهودیان می‌بایست هر چه زودتر کشور مستقلی برای خود داشته باشند تا از آزار و خطرات دیگران برای تشکل‌های یهودی در امان باشند.» (Wylen, Stephen M. Settings of Silver: An Introduction to Judaism, Second Edition, Paulist Press, ۲۰۰۰, p. ۳۹۲)
«صهیونیسم جنبش ملی یهودیان برای بازگشت به سرزمین مادری آنهاست که در پاسخ به یهودی ستیزی‌های اروپای غربی و آزار و خشونت علیه آنان در اروپای شرقی به وجود آمد.»(Calaprice, Alice. The Einstein Almanac, Johns Hopkins University Press, ۲۰۰۴, p. xvi)
«پاسخ عمده به یهودی ستیزی، ظهور صهیونیسم در اواخر قرن نوزدهم و تحت رهبری تئودور هرتزل بود.»(Matustik, Martin J. and Westphal, Merold. Kierkegaard in Post/Modernity, Indiana University Press, ۱۹۹۵, p. ۱۷۸)
«صهیونیسم در پاسخ به یهودی ستیزی (که بیشتر در روسیه رخ می‌داد) به وجود آمد. با این حال وقتی بدترین کابوس یهودیان در اروپای غربی تحت کنترل نازی‌ها به و قوع پیوست، این جنبش اوج گرفت.»

(Hollis, Rosemary. The Israeli-Palestinian road block: can Europeans make a difference?,International Affairs ۸۰, ۲ (۲۰۰۴), p. ۱۹۸).

۷.^ Great Jewish Revolt

۸.^ Bar Kokhba's Revolt

۹.^  Passover:دعا ومراسمی که یادبود خارج شدن عبریان از مصر و گذر آنان را از دریای سرخ گرامی می‌دارد. این مهاجرت به تفصیل در سفر خروج تورات آمده‌است.

۱۰.^ Yom Kippur

۱۱.^ Halakhah یا قوانین یهود که که تا قرن پنجم میلادی بر اساس تلمود و پس از آن میدراش و دیگر تفاسیر کتاب مقدس نوشته شده‌اند

۱۲.^ :Mamonides فیلسوف و پزشک یهودی قرن ۱۲

۱۳.^ «هر که در سرزمین اسرائیل زندگی کند بدون گناه باقی خواهد ماند.»(Hilchos Melachim ۵:۱۲۱۳) «اگر برده‌ای یهودی بخواهد به سرزمین اسرائیل مهاجرت کند، اربابش نیز باید با او برود، یا او را به فردی بفروشد که با او به اسرائیل برود»(Hilchos Avadim ۸:۹) او همچنین در (Hilchos Avadim ۸:۱۰)اظهار می‌کند که اگر برده‌ای یهودی به سرزمین اسرائیل بگریزد، دادگاه یهودی او را آزاد خواهد کرد. در تلمود(Kesubos ۱۱۰) نیز لیستی از دلایل که به عنوان فرمان اسکان در اسرائیل تلقی می‌شود وجود دارد.

۱۴.^ Nahmanides عالم اسپانیایی قرن ۱۲ و رهبر مذهبی یهودیان

۱۵.^ Yechiel of Paris

۱۶.^ Yosef Karo

۱۷.^ (Menachem Mendel (of Vitebsk

۱۸.^ Vilna Gaon

۱۹.^ Mordecai Manuel Noah

۲۰.^ Grand Island , New York


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 18:51  توسط سید محمد مهدی ضیغمیان  | 

صهیون در زبان عبری، به معنای پر آفتاب و نیز نام کوهی در جنوب غربی بیت‌المقدس است. کوه صهیون زادگاه و آرامگاه داود پیامبرعلیه‌السلام و جایگاه سلیمان علیه‌السلام بود.

img/daneshnameh_up/7/7f/sion.jpg

جبل صهیون


گاه این واژه نزد یهودیان به‌معنای شهر قدس، شهر برگزیده و شهر مقدس آسمانی به‌کار می‌رود؛ ولی در متون دینی یهود، صهیون به آرمان و آرزوی ملت یهود برای بازگشت به سرزمین داودعلیه‌السلام و سلیمانعلیه‌السلام و تجدید دولت یهود اشاره دارد؛

به‌عبارت‌دیگر صهیون برای یهود، سمبل‌ رهایی از ظلم، تشکیل حکومت مستقل و فرمانروایی بر جهان است؛ ازاین‌رو یهودیان خود را فرزندان صهیون می‌دانند.

صهیونیسم به جنبشی گفته می‌شود که خواهان مهاجرت و بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین و تشکیل دولت یهود است. صهیونیسم مانند شووینیسم ( ناسیونالیسم‌افراطی) است که با خوار شمردن ملت‌ها و نژادهای دیگر و با غلو در برتری خود، درپی دستیابی به قدرت سیاسی است.

این جنبش در نیمة نخست قرن سیزدهم ش./ نیمة دوم قرن نوزدهم م. در اروپا پا به عرصة حیات گذاشت؛ ولی واژة صهیونیسم، نخستین بار ازسوی «تئودور هرتصل» به کار رفت و پس «ناحوم‌ساکولو» ـــ مورّخ صهیونیست ـــ در کتاب «تاریخ صهیونیست» از آن سخن گفت.

صهیونیسم فقط دارای ابعاد و معانی سیاسی (صهیونیسم سیاسی) نیست؛ بلکه ابعاد و معانی دیگری همچون: صهیونیسم کارگری، فرهنگی، دموکراتیک، رادیکال و توسعه‌طلب را نیز دربرمی‌گیرد.

مشهورترین تقسیم صهیونیسم، طبقه‌بندی آن به دو بخش سیاسی و فرهنگی (دینی) است. صهیونیسم سیاسی خواهان بازگشت یهودیان به فلسطین است که با تدوین کتاب «دولت یهود» ازسوی هرتصل در 1263ش./ 1894م. زاده شد؛ اما صهیونیسم فرهنگی، مخالف مهاجرت یهودیان در قرن چهاردهم ش./20 م. به فلسطین است؛ زیرا در انتظار انسان رهایی‌بخش در آخر‌الزمان نشسته است تا یهودیان و تمام ادیان را به سرزمین ابراهیم علیه‌السلام و موسی علیه‌السلام یا سرزمین نجات بازگرداند.

صهیونیسم به دینی و غیر‌دینی نیز تقسیم می‌شود. صهیونیسم دینی، اندیشه‌ای است که اعتقاد دارد بازگشت به سرزمین موعود، در زمانی‌که پروردگار مشخص کرده ‌است و به شیوه‌ای که او تعیین می‌کند، انجام خواهد شد و این کار به دست بشر انجام‌پذیر نیست. پیروان این اندیشه، گروهی یهودی (صهیونیسم) و شماری عیسوی (صهیونیسم‌مسیحی) هستند.

img/daneshnameh_up/0/06/Flag-israel.gif


درمقابل، در صهیونیسم غیر‌دینی و غیریهودی، کسانی جای دارند که با تکیه بر استدلال‌های تاریخی، سیاسی و علمی به اسکان یهودیان در فلسطین مشروعیت می‌بخشند، این همان صهیونیسم لاییک (غیردینی) است که تنها مفاهیم سیاسی خویش را به زبان دین بیان می‌کند؛ بنابراین صهیونیسم همواره به معنای یهودیت نیست؛ بلکه گاه به مفهوم حرکتی برای غیریهودی کردن یهودیت نیز به‌کار می‌رود.





همچنین ببینید:


شخصیت‌های صهیونیستی
تاسیس صهیونیسم و مهم ترین شخصیت های آن
افکار و اعتقادات صهیونیسم
ریشه های فکری و اعتقادی صهیونیسم
پیدایش اسرائیل
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 18:42  توسط سید محمد مهدی ضیغمیان  | 

با سلام ببخشید دیر بروز می کنم از این مقاله به بعد شروع می کنم به نوشتن یک دوره مقاله با عنوان ستاره تاریک که نوشته دوست و استادم جناب مسعود صلواتی زاده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 18:30  توسط سید محمد مهدی ضیغمیان  | 


86 كشته و مجروح در تل آويو جوان شهادت طلب ازصهيونيست ها انتقام گرفت

همزمان با برگزاري مراسم تحليف نخست وزير جديد رژيم صهيونيستي، عمليات استشهادي يك جوان دلاور فلسطيني در پايتخت رژيم اسرائيل، دستكم هشت صهيونيست را به كام مرگ كشاند و حداقل 60 صهيونيست ديگر را مجروح كرد.
به گزارش واحد مركزي خبر، ديروز بالاخره پس از هفته ها كشتار و جنايت صهيونيست ها در نوار غزه كرانه غربي، بغض فلسطيني هاي مظلوم در مركز تل آويو تركيد. به گفته منابع صهيونيستي، انفجار مذكور در منطقه «نيفيه شعانان» تل آويو روي داد. اين منابع تعداد تلفات انفجار را هشت اسرائيلي و زخمي هاي آن را نيز حداقل 60 نفر ديگر ذكر كرد. حال 15 تن از زخمي ها نيز وخيم گزارش شده است و احتمالاً تعداد تلفات افزايش مي يابد. طي چهار هفته اخير ارتش رژيم صهيونيستي در حملات روزمره خود به مناطق نوار غزه و كرانه غربي بيش از 30 فلسطيني را به شهادت رساند و ده ها تن را نيز زخمي كرد.
دولت تشكيلات خودگردان هم اوايل هفته گذشته از شوراي امنيت خواست عليه اين تجاوزات و جنايات صهيونيست ها قطعنامه صادر كند، كه آمريكا مانع آن شد.
در پي عمليات استشهادي ديروز، «گردان هاي قدس»، شاخه نظامي جنبش جهاد اسلامي مسئوليت آن را برعهده گرفت. شهادت طلب فلسطيني كه اين عمليات شجاعانه را انجام داد 18 سال بيشتر نداشت.
انفجار ديروز همزمان با روز برگزاري مراسم تحليف «ايهود اولمرت»، نخست وزير جديد رژيم صهيونيستي روي داد.
جنبش حماس، كه رياست دولت كنوني فلسطين را برعهده دارد، عمليات ديروز را پاسخ طبيعي به محاصره سياسي و مالي فلسطينيان و تجاوز گري هاي وحشيانه و مستمر رژيم صهيونيستي به اراضي فلسطيني دانست، ولي «محمود عباس» رئيس تشكيلات خودگردان، عمليات مذكور را محكوم كرد.
در پي عمليات استشهادي تل آويو، كابينه رژيم صهيونيستي به رياست وزير جنگ اين رژيم نشست امنيتي فوق العاده برگزار كرد. سخنگوي نخست وزير رژيم صهيونيستي ديروز اعلام كرد، اسرائيل جنبش حماس را مسئول انفجار تل آويو مي داند.
آخرين گزارش ها از واكنش صهيونيست ها در برابر عمليات استشهادي مذكور حاكي است، نظاميان اشغالگر با 80 دستگاه تانك و نفربر زرهي به نابلس در كرانه باختري يورش بردند.
به گفته منابع فلسطيني، عصر ديروز برخي مناطق نابلس صحنه درگيري ميان نظاميان صهيونيست و مبارزان فلسطيني بود، كه به جراحت هشت فلسطيني انجاميد. منابع صهيونيستي از به اسارت در آوردن 12 فلسطيني در كرانه غربي خبر دادند.
ساير رويدادها:
¤ دولت قطر اعلام كرد، 50 ميليون دلار به دولت جديد فلسطين كمك مالي مي كند.
¤ «محمود الزهار» وزير خارجه فلسطين فردا با «اكمل الدين احسان اوغلو» دبير كل سازمان كنفرانس اسلامي در مقر اين سازمان (جده) ديدار مي كند.
¤ رژيم صهيونيستي ديروز تدابير امنيتي گسترده اي در محله «صور باهر» قدس اشغالي به اجرا گذاشت، تا مانع از برگزاري مراسم جشن ميلاد پيامبر اسلام(ص) در اين مكان شود.
¤ واشنگتن پس از اينكه نتوانست حكم محكوميت قضايي يك استاد فلسطيني داراي حقوق شهروندي آمريكا را از دادگاه بگيرد، قصد دارد وي را از خاك اين كشور اخراج كند.
¤ فلسطيني ها ديروز به نمايندگي از طرف همه زندانيان فلسطيني در بند رژيم صهيونيستي، به مناسبت روز زندانيان، در كرانه باختري و نوار غزه تظاهرات كردند.
¤ 20 نظامي صهيونيست كه در مرزهاي لبنان مستقر بودند به علت نارضايتي از وضعيت شان و برخورد نامناسب مسئولان ارشد با آنها، از محل مأموريت خود فرار كردند.
¤ «محمود الرمضان»، استاد روابط بين الملل دانشگاه لبنان گفت: رژيم اسرائيل با قطعنامه تقسيم فلسطين توسط سازمان ملل در سال 1948 ميلادي در اين سرزمين تأسيس شد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 17:12  توسط سید محمد مهدی ضیغمیان  | 

 

روز شنبه 28 مي 2005  در يک نشست تحليلي که با شرکت تني چند از دوستان در هلند برگزار شد اين نتيجه حاصل گرديد که آقاي رجوي رهبر مادام العمر مجاهدين در اثر ماهها دپرسيو سکته کرده است.

از شواهد و قرائن پيداست که رجوي قادر به تکلم نيست.

سکته و سکوت رهبر ايدئولوژيک مجاهدين خلق مسبوق به اوايل سال 2003 ميلادي به هنگام حمله نيروهاي ائتلاف به عراق است که منجر به سرنگوني صدام حسين و رژيم بعث او گرديد.

اقاي رجوي طبق گفته مهدي ابريشمچي از 4 ماه قبل يقين حاصل کرده بود که در نهايت امريکا به عراق حمله خواهد کرد لذا آقاي رجوي در حالت افسردگي شديد روحي و بر باد رفتن همه رؤياهاي قدرت طلبانه اش به سر مي برد.

حمله امريکا به عراق و سرنگوني سريع صدام شوک قلبي به رهبر وارد کرد ودستگاه تکلم وي را از کار انداخت.

طبق مدارک غير قابل انکار اقاي رجوي از تاريخ مارس 2003 يکباره زبان بست و تا کنون نه تنها نتوانسته است به سخن آيد بلکه ديگر قادر نيست در انظار عمومي و در جمع انسانها ظاهر شود.

حمله امريکا و سقوط رژيم بعث، علاوه بر شوک رهبري،  شوک بسيار عظيمي را به مجاهدين خلق و کل سيستم وارد ساخت بطوري که اين سيستم را مختل نمود و مرکزي ترين نقطه، يعني نقطه رهبري و دقيقا زبان وي را بطور صد درصد قفل و از کار انداخته است.

سکته که معني سطحي و ساده آن ايست و سکون است شامل ايست و سکون هر چيزي مي تواند بشود سکته فيزيکي منجر به از کار افتادن قلب و يا مغز انسان مي شود اما سکته هاي ديگري نيز وجود دارد که از آن جمله سکته سياسي يعني سکوت و سکون سياسي است که دامنگير رهبري خاص الخاص مجاهدين گرديده است.

فهم عميق اين نوع سکته لازمه برآورد کردن پارامتر هائي است که در آن دخيل بوده اند.

اما نوع سکته اي که در مورد رجوي مطرح است  به گونه ايست که ايشان ديگر قادر به تکلم نمي باشد. بسته شدن زبان به دو گونه ممکن و ميسر است،  يکي در اثر سکته فيزيکي است که سکته قلبي و مغزي را شامل مي شود که در مورد رجوي هر دو نوع سکته محتمل است و ديگري در اثر شکست و انسداد سياسي است که منجر به بسته شده دهان رهبر گرديده است اما به هر حال هر يک از اين دوشق متصور باشد انچه که مسلم است سکته و،  سکوت است که گريبان رهبر را گرفته و ول نمي کند.

من احتمال نمي دهم که رجوي مرده باشد يعني جسم او زنده است اما روحش مرده و در واقع مرده متحرکي است که مخفي شده و يا او را مخفي کرده اند.

احتمال ديگر اين است که سکته علاوه بر بستن زبان،  صورت او را از حالت عادي خارج کرده و کج و معوج نموده، بشکلي که شرم دارد در انظار ظاهر شود.

درهر صورت حمله امريکا باعث از  کار افتادن سيستم حکومتي ديکتاتور سابق عراق و از طرفي از کار افتادن سيستم مغزي اقاي رجوي ديکتاتور هم پيمان او گرديده است.

وارد شدن يکباره  اين همه مصيبت البته در توان هيچ فردي نيست و زياد نبايد رجوي را سرزنش کرد، عذاب تنهائي و اختفا و حرف مردم اگر به عذاب شکست و بد بياري اضافه شود کافي است انسان را از پاي درآورد.

در نوشتار آينده اگر فرصتي دست داد نکات ديگري در خصوص سکوت 30 ماهه مسعود رجوي اشاره خواهم کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 18:8  توسط سید محمد مهدی ضیغمیان  |